خرید بک لینک
آب کمی سرد بود امروز برخلاف روزهای قبل.اما حضور خانمهای مسن و بازنشسته طبق معمول پررنگ بود.خانمهایی که عمری زحمت کشیده بودند و شسته و رُفته بودند و برخی خسته از کار بیرون و منزل حالا که درد مفاصل و استخوان بهشون فشار آورده بود یادشون افتاده که بیان و آب درمانی کنن.خدای نکرده فکر نکنید تو آب ورزش و نرمش میکردندا، نه ، به شکل حلقه های۵،۴،۳ وحتی یک نفری در آب متحرک بودند و آبِ گرد تشکیل داده بودند و بدین سان سدمعبر تلخی ایجاد میکردند که اوقات خوش آدم رو به زهر مار میبردند.
اما من، من هم از ترس چنین سرنوشتی خیلی مصمم به پیاده روی در آب همت گماردم ولی ناگزیر از شنیدن جملات قصارشان بودم.
حلقه اول: نه دیگه کارمندا الان حقوقهاشون برابر شده احمدینژاد که اومد برابری ایجاد کرد.
/من که اسمشم برام آلرژیزاست پس رد میشم./
حلقه دوم: به دخترام یاد دادم مرد خدای روی زمینِ ،( خانم جلوییش تایید کنان): بله بله واقعا سایشون به سرمون باشه

/حالم بد شد و رفتم/
حلقه سوم: دیشب از شدت گرما تا صبح نخوابیدم شوهرم نمیذاره کولر روشن باشه ۳ بار بیدارشدم رفتم زیر دوش خیس خیس اومدم تو رختخواب.
/ آااه میکشم و میرم/
حلقه چهارم: مدیر مدرسه ما به اونایی که حجاباشون خیلی پوشیده بود امتیاز مضاعف میداد.
/خدایا کجایی.؟/
عرضِ استخر با عبور سخت از موانع تموم شد و مسیر برگشت دیدن این خانمهایی که عمری در ادارات ویا در مهمانیها و یا درمنزل تلفنی مشغول غیبت مادر شوهر خواهرشوهراشون بودند حالا دارن میگن عروسم چنین و دامادم چنان.

: دامادم لوبیاپلو دوس نداره، رب تو غذا باشه نمیخوره
اون یکی: خوبه که حالا ،داماد من پیاز داغ تو غذا باشه لب نمیزنه موندم وقتی میان چی درست کنم که دوست داشته باشه..

آاااه میکشم و ترجیحا استخرو ترک میکنم که یهو صدای یک خانمی که گواترِ شدید متورم داره و فکر میکنه صداش خوبه و ۷ ، ۸ نفر دورشو گرفتن شروع به خوندن میکنه، همه هم همراهیش میکنن و بشکن میزنن و چندتایی هم تکون میدن خودشونو
اونطرف تر بچه ای که داره شنا یاد میگیره شالاپی میپره تو آب و مربی سووووت...
/وای سرم
برم سونا بلکه آروم شم/
_خانم اونجا نشین برو پله بالایی شما جوونی نفست نمیگیره این پایین جای ما پیرزنهاس،
من: چشم
_نمک بدم بمالی به تنت؟ انرژیهای منفیتو میگیره ها...
من ، ممنونم راحت باشید
_ اگه صدات خوبه یکم برامون بخون
من: اینجا مکان عمومیِ شرمندم

_ بیاآب بریز رو صورتت چروک نشه
من: ممنونم میخوام کمی آرامش بگیرم
میرم جکوزی
حالا توجکوزی:
_ خانم یهو نیا داخل قلبت میگیره ها مادر
من: عادت دارم اینطوری راحت ترم
_ خب دیگه همین کارارو کردیم ماهم الان قلب ملب نداریم
من: سلامت باشید

/میرم حوضچه آب سرد/
_ وااای دکترا گفتن آب سرد خوب نیست بعداز آب گرم
من: اینکارو دوست دارم خانم ممنون بفکرمین.
_ وای جوونا عقل ندارن که
/انگار که من سرم زیر آب باشه گوش و مشاعرمو همزمان از دست میدم../.
بگذریم

همش روبذارم یطرف و هضم کنم اونی رو که پذیرفته بود جنس درجه دو هست برام قابل هضم نیست.
حالا پذیرش خیلی از معضلات اجتماعی برام راحت تر شده، خب از ماست که برماست.#آب_درمانی

#مریم_صدر


✍مریم صدر

برچسب: نویسنده: نرگس اسماعیلی تاريخ: جمعه 20 مرداد 1396 ساعت: 10:10

صفحه بندی