خرید بک لینک
ای وای من..
هر ذره ی اندامم در تماس اندامت چنان مست شد که هرلحظه در فراغت فریاد میزند و تو رامیخواند،
گرمای تنت را طلب میکند.
مدام بازخواستم میکند که کجاست گرما بخشم.؟

احساسم با نگاهت چنان پُر گشت که خالی کردنش جزء امور محال گشته، دائم نگاهت را طلب میکند و بازخواستم میکند که کجاست غنی سازِ وجودم؟

گوشم با صدایت چنان ترانه ای ساخته و مدام انتظار میکشد تا برایش بنوازی، زمزمه ی مستانه ات را از من طلب میکند وبازخواستم میکند که کجاست ترانه سازم؟
قلبم با ضربان قلبت هماهنگ شد، آن هنگام که با شنیدن صدایم به تقلا افتادی وپریشان ومنقطع شد کلامت ،هردو قلب، با یک نوا مینواختند همسو ،مشتاق،مضطرب، مشوش و خجل ودر عین حال منتظر..اکنون تپش قلبم ناکوک شده،تورامیخواهد و دائم بازخواستم میکند که کجاست همنوای من؟

با این جماعت طلبکار چه کنم؟
تورامیخواهند.فقط تو.هر لحظه.
خوش بحالت.اینهمه خواهان داری ای محبوبم
روزی به من گفتی اگر جای من بودی میدانستی چه کنی ، اکنون در جایگاه خودت چنان کن که از من انتظار داشتی..

ساحرِ زمان! سحرت را ابطالی نیست، تحدی کن تا اثبات شود معجزه است نه سحر.کسی به معارضه با تحدی ات نتواند پرداخت.
معجزه ات ماندگار باد عشقِ ماندگارم.

مریم صدر

#معجزه#عشق

برچسب: نویسنده: نرگس اسماعیلی تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 19:53

صفحه بندی