این طرف وآنطرف میپریدند.به محض آمدن مربی ،با شوق بسیار، مودب جلوی سن قرار گرفتند.مربی با نازو نوازش آغاز کرد.بعد با حرکت دستهایش فرمان میداد و آن دو، بی هیچ مقاومتی هرچه میگفت را اطاعت مینمودند.میچرخیدند، میرقصیدند، برای حضار دست تکان میدادند، نقاشی میکشیدند، تا ارتفاع ۴ تا ۶متر می پریدند و توپ آویخته بر بالای استخر را تکان میدادند و بعد از هر حرکت نمایشی نفری یک ماهی کیلکا جایزه میگرفتند و خرسند از جایزه بودند.هراز گاهی هممربی دلفینها را که نام های قشنگی داشتند صدامی کرد وآنهاهم ذوق داشتند برای نوازشی و ماهی کیلکایی..چقدر در کنار این حرکات نمایشی ایجاد فرح کرده بودند بماند ، درامد مربی و مجموعه تفریحی از این حرکات چقدر بود ؟سهم دلفینها اما همان خوراک بود و نوازش به موقع و باندازه نه بیشتر و نه کمتر ، #آب و #غذا و #محبت ، به شرطِ #اطاعت.
حکایت برخی زندگیها نیز همین است.
✍مریم صدر
برچسب:
نویسنده: نرگس اسماعیلی
تاريخ: دوشنبه
22 خرداد
1396 ساعت: 16:37