خرید بک لینک
لا اله الا الله ،محمدا رسول الله ،علیا ولی الله

این صدای پیچیده در کوچه است که یادآور نزدیکی حضرت ملک الموت شده.بیرون را نگاه میکنم ، بدنی بی تحرک ،بی اختیار،ناتوان ،با دستانی کوتاه از این دنیا، بر دستانی حرکت داده میشود.او را میبرند و من شاهد هستم به رفتنش ،همچنان خیره بی کوچه مانده ام، صدای برنامه کودک از منزل همسایه میآید و خنده های شادیبخش کودکان آنطرفتر سبزی فروش سبزی هارا زیرگونی استتار میکند تازه بمانند برای مشتری و امید به زندگی در حرکت دستانش کاملا مشهود است .هرگز حس نمیکند شاید لحظه ای دیگر بی حرکت شود ، یک کفاشی کنار سبزی فروشیست که اغلب با دری باز بی حضور صاحب منتظر مشتریست مرد تعمیرکار کفش هیچگاه رمقی برای حرف زدن ندارد، بی حوصله مینشیند و تنها عکس العملش حرکت سری است که باید از آن بفهمم یعنی کفشتو بده ببینم چشه..ماشینهای متعدد درحال حرکت و صداهای متفاوت دیگر نشان از علائم حیات دارند ولی هیچکدام را نمیشنوم صدای لا اله الا الله هنوز در گوشم قدرت نمایی میکند .ان مرد کفشدوز ،آن سبزی فروش،آن کودک خندان و یا منی که مینویسم ، هیچکداممان فکر نمیکنیم شاید لحظه ای دیگر نباشیم.از صدای کوچه که هر ازگاهی تلنگری میزند درسی نمیآموزیم.البته نمیدانم شاید آنها میآموزند و من....

شوق حیات کودکانه و انگیزه ی درامد مردانه و بیتفاوتی به دنیای کفشدوز هرکدام نگاهیست به زندگی در اکنونِ من.باید هرسه را باهم درخودم جمع کنم ، با پس زمینه لا اله الا الله محمدا رسول الله علیا ولی الله.

مریم صدر

برچسب: نویسنده: نرگس اسماعیلی تاريخ: دوشنبه 22 خرداد 1396 ساعت: 16:37

صفحه بندی