لبخند زیبایش را میتوانستم با تمام سلولهای بدنم بشنوم. همه تن گوش شدم چشم شدم..دیدم و شنیدمش .
ساده نبود.ولی شجاعتم راجمع کردم و حرفم را گفتم ..سرت را درد نیارم..فعلا بخیر گذشت. علی الحساب ظاهرا انقدر دلبسته هستم و هست که بشود ادامه داد...او برای من آدم ترین، انسان است حتی با خواسته های جسمانی اش. برایم انتهای انسانیت است.من دوست داشتنش را دوست دارم.حس عجیب وابستگی ای که هرگز تجربه نکردم.دائما از وابستگی بیزار بوده ام ولی اکنون این وابستگی زیباترین حسِ دنیاست برایم..نفسَم وابسته به حضورش و ضربانِ قلبم وابسته به کلامِ عاشقانه اش که برایم بخواند:
جان هر زنده دلی زنده به جانی دگر است
سخن اهل حقیقت ز زبانی دگر است.
✍مریم صدر
برچسب:
نویسنده: نرگس اسماعیلی