روزهاو روزها از سالهای سالهای عمر در راه ومسیر قرآن گذشت و میگذرد ان شاالله...
هرگز مغبون نشدم ....
چه روزهایی در مسابقات کشوری در مقاطع دانش آموزی ،دانشجویی و استادی با امکانات کم و زیاد ،شرایط خوب و بد،همسفران بساز ونساز ،شبهای بیداری تا صبح و بحثهای تجویدی و صوت ولحن و تفسیر و حالا هم که زبان قرآن و معضلات سیاسی _اجتماعی_قرآنی ، رفت وآمد با هواپیما تا مینی بوس، غذای بین راه از چلو کباب گرفته تا کیک وشیر ویا تن ماهی و بربری کنار سی و سه پل، رتبه آوردن و نیاوردن، مورد داوری خوب و ناداوری قرار گرفتن،هدیه سکه تا دست خالی برگشتن همه وهمه گذشت و شد مجموعه خاطراتی که هرگز از قلب و ذهنم پاک نخواهد شد.....مجموعه خاطراتی که هر لحظه اش برای شخص من گنجینه ایست که حاضر نیستم با چیزی عوض کنم....چیزهایی آموختم که در هیچ کتابی شاید نمیشد آموخت ....استقلال و اتکاء به نفس و ...هدف از تحصیل صورت نیکو کسب سیرت نیکو بود و هست و خواهدبود ان شاالله ولی هرگز نخواهم گفت که بدون ورود به صورتش سیرتی کسب میشود ...انس با قرآن حقیقتی است انفکاک ناپذیر از درک آیات ....با ورود و انس به ظرف قرآن رفاقت با حقیقت و روح آن محقق خواهد شد ولاغیر......بگذار بگویند پوست است وظاهر ...من میگویم ظرف است و زبان....مگر ممکن است با فردی رفیق حمیم شوی بدون معاشرت و گفتگو ؟مگر میشود انیسش شوی بدون قرینش شدن ؟در رفاقت و انس ،شرط معاشرت است و ارتباط مستمر مشتاقانه.....بعد رفیق ،حمیم میشود ... قرآن همیشه از زمان نزول برای ما بوده و هست و خواهدبود و حرف داشته ولی صدایش را باید درآورد...قرآن را باید به نطق آورد ....قرآن خواندنیست ...نه نوشتنی...و نه هیچ چیزی دیگر...پژوهش و تفسیر و تجوید و غیره هم حاشیه اند برای با قرآن بودن و ماندن و خواندن ....خوشم امشب از این مسابقات ناکام بدون رتبه که یک شبی با حمیمان خوب قرآنی همنشین بودم و هیچ رتبه نیاوردم و نیز خوشم تا با بهانه مسابقات سال بعد به همکلامی و همنشینی با قرآنی میپردازم که خود انگیزه تر از هر انگیزه ایست.......کمترین اثر و نتیجه و خیر و برکت این محافل ...کمترنش...فقط کمترینش دوستانی هستند که شاید هرسال و گاه هرچندسال میبینیم و گذر عمر را در صورت پر نور و اخلاق رشد یافته و معنویات رسوخ کرده در قلبشان حس میکنیم...دوست دارم این روزها و این برندگی را حتی بدون رتبه و جایزه و هرچه مادیات است با هر مدل امکانات.....
با این تفکر میتوانم به فرزندم بیاموزم رتبه نیاورم چون ....
چون قرار نیست من هرسال اول باشم
چون دیگرانی هستند که از من بهتر هستند
چون هدف از خلقت من بهترین آدمها بودن نیست ...بهترین خودم بودن است....بهترین حالت خودم بودن....تلاش کردن....فقط و فقط....انجام رسالت...رسالت حضور ... لذت بردن ازلحظات حتی در مینی بوس با صندلی شکسته.......لذت از حضور...حضور ....بودن...
واین کافیست....
و او کافیست....
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه...
مریم سادات صدر
22:23
10/8/95
پایان مسابقات کشوری قرائت قرآن کریم قم
برچسب: مسابقات قرآن,مسابقات قرآنية للأطفال,مسابقات قرآنية,مسابقات قرآن پیام نور,مسابقات قرآن و عترت,مسابقات قرآن دانشجویی,مسابقات قرآنی اوقاف,مسابقات قرآن و معارف اسلامی,مسابقات قرآن دانشگاه پیام نور,
نویسنده: نرگس اسماعیلی