خرید بک لینک

بعداز حمد وثنای پروردگار


برای تو مینویسم ای کودک کوچکم!
گل باغ زندگی ام!
تو که دستان کوچک و پر مهرت بر صورتم گرما بخش زندگیست و عشق پاکت انگیزه و امید ادامه مسیر دنیا....
تو که بی هیچ توقعی عشق می ورزی و بی هیچ شرطی دوستم داری!
علی مادر...
عشق خالصانه ام به توست که ذرات وجودت از وجودم سر ریز گشته و حس پاکت را از پس نگاه معصومانه و پر هیجان چشمهای زیبای تو میفهمم...
تو که زندگی بی تو بی رنگ و بی طعم و بی....بی....بی همه چیز است....
تو....
تو فقط یک نفری پسرم...اما چنان وزنه بزرگی به پایم بستی که سنگینی حرکتم بر این کره خاکی دیگر لا اقل بر خودم پوشیده نیست....
تو که دلبندت شدم و ادعای عدم وابستگی ام به دنیا را باطل کردی....
تو ....
با تو هستم....
دوست دارم همچنان عاشق و معصوم و پرهیجان بمانی مادر...
لحظات ذوق تو از هر اتفاق کوچک و بزرگی تداعی لحظات عمر گذشته است برمن ..عمری که گذشت و نمیدانستم ذوق کردنم خوب است یا بد؟
رنگش چیست...عیبش چیست ....
فقط ذوق بود و شوق
شوقی که حالا درتو باز روشن میبینم و ادامه حیاتم را در تو حی میپندارم....
باتوهستم...
بمان ...شاد و قوی و مقتدر بمان...
بمان وبدان شوق و ذوقت به رنگ لحظه های عاشقی زیباست ...بدان خوب است...هرآنچه هستی و داری خوب است...هرچه ازتو وبرای تو ست خوب است.....قدربدان و لذت ببر....مادر ....
پسر مقتدر من....عشق خالصم....
همه وجودم برایت آرزوی خرسندی دارد ....خرسندباش از بودنت مادر...راهت طولانیست و پراز فرازو نشیب...
در کوره راههای خطرناک زندگی.....دروغ و ریا و تملق و خدعه و تهمت و غیبت و خنجرهای از پشت درکمین نشسته و و و و .....تودرتمام راه صادق بمان مادر...
عاشق و معصوم و پرهیجان.....
معصومیتت را دراین بازار مکاره به هیچ قیمتی نفروش مادر. ....
معصومیتت عاشقیت و هیجانات منحصربه فردت میراث من است به تو.....از انها خوب مراقبت کن که به سختی به دست تو رساندم....

دراین مسیر طولانی ان شاالله ...خوبهای اطرافت هزاران ....اتفاقات خوبت صدهزاران باد...گرچه سختیها میتراشند گوهروجودت را... آنچه خوب است رابرایت آرزومندم...
پسرم....
پسر مه پیکرم....
مردانگی فردا روزت را اگر ببینم که الحمدلله....اگر ندیدم خوب میدانم چقدر زیبا خواهد بود....تصورم از تو مردیست مقتدر و مهربان و رئوف و عاشق و شجاع و دلیر وغیور و صبور....چه مردانه مردی خواهی بود با اینهمه اوصاف جذاب در کنار صورت زیباو چشمان مست...هربیننده ای را متحیر خواهی کرد پسرم...در پس این جسم زیبایت کاش ببینند وجود ذی جود پسرم را....وجود کریم پسرم را....من میبینم مادر ...من تو را در این لحظات از اکنون تا انتهای دنیا میبینم وتصور میکنم و حظ میبرم از فکرش حتی....چه بنده ای آفریده است خدا....پسرم بنده خوبی هستی...خوب بمان...
پسرم ...فرزند خوبی هستی....خوب بمان...
پسرم....برادر خوبی هستی.....خوب بمان....بدان ناموس تو گنجینه ایست در کنار تو ونه در دستان تو ....خواهرت،همسرت و دخترت ناموس تو هستند در کنار تو .... در شانشان باآنها رفتار کن....در شان بزرگ خودت....پسرم بقدری قلبم برای تو میتپد که نامت اشک بر گونه هایم جاری میکند ...پسرم دوستت دارم از همیشه تا همیشه...
مادرت
مریم سادات صدر


3:12 بامداد
13/8/95

برچسب: برای پسرم,برای پسرم آرین,برای پسرم می نویسم,برای پسرم سام,برای پسرم امیرعلی,برای پسرم سپهر,برای پسرم جورج,براي پسرم ارين,برای پسرم چه اسمی بزارم,برای پسرم مه راد, نویسنده: نرگس اسماعیلی تاريخ: چهارشنبه 19 آبان 1395 ساعت: 11:43

صفحه بندی